محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1173

تاريخ الطبرى ( فارسي )

خدا فرار كرده‌ايد و در خانه نشسته و بيرون نمىشود . » و هم در اين سال پيمبر صلى الله عليه و سلم به غزاى مكه رفت ، سخن از فتح مكه ابن اسحاق گويد : پيمبر از پس آنكه سپاه سوى موته فرستاد ، جمادى الاخر و رجب را در مدينه به سر برد و چنان شد كه طايفهء خزاعه زير مكه بر آب خويش به نام و تير بودند و بنى بكر بن عبد مناة بر آنها حمله بردند و مسبب حادثه مردى از بنى الحضرم بود كه مالك بن عباد نام داشت و هم پيمان اسود بن رزن بود و هنگامى كه به تجارت مىرفت در سرزمين خزاعه او را كشتند و مالش را بردند ، و مردم بنى بكر به تلافى خون وى يكى از خزاعيان را كشتند و خزاعيان بر پسران اسواد بن رزن ديلى ، سلمى و كلثوم و ذويب كه سران و اشراف بنى بكر بودند حمله بردند و خونشان را بريختند . و اين حادثه نزديك نشانه هاى حرم رخ داد . يكى از مردم بنى ديل گويد : در ايام جاهليت مردم بنى الاسود به سبب برتريشان دو خونبها داشتند و ما يك خونبها داشتيم و در آن هنگام كه بنى بكر و خزاعه درگير بودند ، اسلام بيامد و كسان بدان پرداختند . ابن اسحاق گويد : چون صلح حديبيه ميان پيمبر و قريش رخ داد از جمله مقررات صلح اين بود كه هر كه خواهد با پيمبر پيمان بندد ببندد و هر كه خواهد با قرشيان پيمان بندد ببندد ، و طايفهء خزاعه با پيمبر پيمان بستند و بنى ديل بنى بكر فرصت را غنيمت شمردند و خواستند انتقام كشتگان پسران را از مردم خزاعه بگيرند و نوفل بن معاويهء ديلى كه سالار قوم بود ، اما همهء بنى بكر پيرو او نبودند ، با مردم بنى ديل شبانگاه بر خزاعيان كه نزديك مكه بر آب و تير بودند حمله برد كه يكى از آنها